تبلیغات
جنگ سایبری امروز جنگ مسلحانه دیروز - داستانک 1

جنگ سایبری امروز جنگ مسلحانه دیروز
 
آماده کردن خود برای آمدن آقا...

بسم رب الشهدا...

در شهری کشیشان بهشت رابه مردم می فروختند و از آن ها پول می ستاندند.

دانایی نتوانست مردم را از این کار بازدارد؛ تا این که روزی به کلیسا رفت و به کشیش گفت:

قیمت جهنم چقدر است؟

کشیش با تعجب گفت:"""""3سکه"""

مرد مبلغ را دارد و گفت: لطفا سندش را بدهید.

گشیش روی کاغد نوشت: "ُسند جهنم"

مرد به شهر رفت و فریاد زد :

"همه جهنم را خریدم ، این هم سندش. من کسی را به جهنم راه نمیدهم"

باید توجه کنید بچه هیئتی ها و مسجدی ها اگر راهی بسته شد از راه دیگر رویم

و با تندی و خشونت نمی شود...





طبقه بندی: داستانک، 
برچسب ها: داستانک، بهشت، داستان کوتاه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 خرداد 1393 توسط افسران جوان جنگ نرم امروز