تبلیغات
جنگ سایبری امروز جنگ مسلحانه دیروز - داستانک6

جنگ سایبری امروز جنگ مسلحانه دیروز
 
آماده کردن خود برای آمدن آقا...

بسم رب الشهدا...

زنی  در مورد همسایه اش شایعه ایی ساخت و زن همسایه از آن شایه به شدت صدمه دید.

پس زن پشیمان شد و سراغ حکیمی رفت تا کار خود را جبران کند.

حکیم گفت: یک مرغ بخر و بگش و پر هایش را در مسیری پخش کن.

روز بعد حکیم گفت:حالا بر و پر ها را بری من بیاور. زن رفت ولی 4 پر بیشتر پیدانکرد.

پس حکیم گفت: انداختن آن پر ها همانند آن شایعه هایی که ساختی ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست. 

صلوات برای  آماده شدن برای ظهور آقا..



طبقه بندی: داستانک، 
برچسب ها: داستانک، داستان کوتاه، داستان های بسیار کوتاه، معرفت، شایعه، تحمت، اشتباه،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 تیر 1393 توسط افسران جوان جنگ نرم امروز